عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

394

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

باطنيان است . چون محمود اين خبر بشنيد ، نيز مر آن رسول را پيش خويش نگذاشت و بفرمود ، تا او را به حسن بن طاهر بن مسلم الملوى سپردند . و حسن تاهرتى [ 1 ] را بدست خويش گردن بزد به شهر بست . و اندر سنه اربع و اربعمائه قصد قلعهء نندنه [ 2 ] كرد با لشكر ، و چون تروجنپال [ 3 ] شاه هندوستان خبر يافت . مردان كارى بر آن قلعه بگماشت . تا آن قلعه را نگاه دارند ، و خود را سوى درهء كشمير كشيد و برفت . و لشكر [ 4 ] امير محمود رحمة اللّه به نندنه ( جاى ) بگرفتند ، و حفاران سمج [ 5 ] همى بريدند . و تركان [ 227 ] تير بر سر ديوار همى انداختند . و چون اهل حصار آنچنان حرب بديدند در وقت زينهار خواستند و حصار بدادند . و امير محمود با تنى چند از خاصگان او در حصار رفتند ، و مالى و سلاحى كه بود برداشتند . و امير محمود مر سارغ [ 6 ] را به كوتوالى آن قلعه بگماشت . [ 7 ] و از آنجا روى سوى درهء كشمير نهاد ، كه تروجنپال [ 8 ] آنجا بود ، و چون تروجنپال خبر يافت ، از آنجا نيز بگريخت . و امير محمود فرمان ( داد ) تا آن قلعها كه اندران درهء كشمير بود همه بگرفتند و غارت كردند ، و لشكر از آن قلعها بسيار غنايم و برده يافت . و بسيار كافران به اسلام آمدند . و اندرين سال فرمود ، هر جاى كه گشاده بود از ديار كفار ، مسجدهاى جامع ساختند ، و

--> [ ( 1 - ) ] هر دو : تهارتى ؟ [ ( 2 - ) ] قلعهء نندنه همانست كه خواجه عبد الرزاق پسر خواجه احمد ميمندى در آن موقوف بود و در سنه 424 ه . رها شد ( تاريخ بيهقى 149 ) اين قلعه غالبا در ميانوالى پنجاب واقع بود كه كوه جودهم در آن جاست ( طبقات ناصرى 1 ر 479 ) . [ ( 3 - ) ] هر دو : بروجپال ؟ [ ( 4 - ) ] هر دو : و چون امير ؟ [ ( 5 - ) ] سمج : بضمهء اول و سكون دوم جاى زير زمين و نقب ( برهان ) . [ ( 6 - ) ] اين سارغ شرابدار تا عصر مسعود و 424 ه . هم در نندنه كوتوال بود ( بيهقى 149 ) . [ ( 7 - ) ] هر دو : بگماشتند . [ ( 8 - ) ] هر دو : بروجپال ؟